اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا

 
جمعه 12 شهریور 1389
 
 
 
جستجو
نمایه دفاع
http://www.ro-defa.ir
نظرسنجی
نظر شما در خصوص محتواي سايت؟
  
خروجی سایت
ورود و خروج
نام کاربری

کلمه عبور

مرا به ياد داشته باش
فراموش کردن کلمه عبور
 
 
 

درهای آسمان در شب اول ماه رمضان گشوده می شود

و تا آخرین شب این ماه بسته نمی شود. پیامبر اکرم (ص)

 
 
  Home arrow اخبار arrow درگفتگو با سردار نقدي مطرح شد: نيروهاي مسلح پيشگام در مرزشكني علمي هستند
درگفتگو با سردار نقدي مطرح شد: نيروهاي مسلح پيشگام در مرزشكني علمي هستند چاپ ارسال به دوست
رای کاربران: / 0
ضعیفعالی 
1388/05/19 ساعت 14:30:08
naghdiبشر از ديرباز به دنبال برخورداري از اقتدار در سطح جامعه و روابط فردي و اجتماعي و حتي روابط با ساير ملل بوده و براي تحقق اين امر از ابزار و امكانات و شرايط موجود بهره برده است. با پيشرفت روزافزون جوامع،ضرورت بهره گيري از دستاوردهاي علمي در امور مختلف به ويژه تقويت قدرت و اقتدار ملي كشورها امري اجتناب ناپذير خواهد بود.
نظر به اهميت و جايگاه علم و فناوري در اقتدار ملي كشور گفتگويي با «سردارسرتيپ محمدرضا نقدي» معاون آماد و پشتيباني و تحقيقات صنعتي ستاد كل نيروهاي مسلح و رئيس كار گروه نهضت نرم افزاري و توليد علم دانشگاههاي نيروهاي مسلح صورت گرفته كه ماحصل آن از نظر شما مي گذرد.

¤بعنوان اولين سئوال ، اقتدار را چگونه تعريف مي كنيد و به نظر شما علم چگونه مي تواند در دايره مفهومي اقتدار جاي بگيرد؟
اقتدار، در عبارت كلي خود به مفهوم قابليت به كارگيري نافذ منابع در اختيار براي پيش بردن هدف است.پيش از پرداختن به اين تعريف، بايد بدانيم علم و قدرت كه از مهمترين اسماء الهي و برجسته ترين آنها هستند، اساسا داراي مرتبه و درجاتي هستند كه حيات عالم با اين دو اسم الهي اندازه گيري مي شود؛ يعني هر قدر كه يك موجود درجه قدرتش و درجه علمش بالاتر مي رود، به مرتبه بالاتري از حيات مي رسد. بعد بالاتر از همه اين ها خود خداي متعال است كه هم مظهر علم مطلق و هم قدرت مطلق است. بنابراين موضوع بسيار حائز اهميت است، يعني هر مجتمع انساني كه بخواهد از لحاظ رتبه حيات و اندازه زندگاني و تعالي حيات آن در جاي بالاتري قرار بگيرد، اين دو عنصر بايد در آن بيشتر تجلي پيدا كند. حالا اگر ما بخواهيم براي همين ها تقدم قائل بشويم، علم، مقدمه قدرت است.
قدرت امروز دنيا را اگر ما نگاه كنيم دو ابرقدرت روبروي هم قرار گرفته اند كه نمود عيني از اهميت بحث علم در تبلور قدرت است.
ابرقدرت غرب را داريم كه به رهبري آمريكاست و ابرقدرت معنوي امروز جهان را داريم كه جمهوري اسلامي ايران است و سايه قدرت معنوي خودش را دارد و ما شاهد آن هستيم.هر دوي اين قدرت ها متكي به علم هستند. اگر موشكافي كنيم مي بينيم كه قدرت آمريكا به عنوان مظهر قدرت و اقتدار مادي امروز جامعه بشري، در همه شاخه هاي خودش منتهي مي شود به مسأله علم. در ابعاد ديگر هم همين طور.قدرت مالي آمريكا كه مزيت عمده اقتصادي آن است، وابسته به علم است و متكي به هيچ يك از مزيت هاي اقتصادي مثل نيروي كار ارزان، مواد اوليه ارزان، انرژي ارزان، بازار نزديك و در دسترس نيست. تمام اين اقتصاد متكي به علم است يعني برجستگي علمي ، انحصار فناوري هايي كه هيچ كسي در دنيا ندارد. اگر به حوزه نظامي و قدرت سلاحش برويم، باز مي بينيم كه اينجا آن چيزي كه به او برجستگي داده قدرت اوست يعني هيچ كدام اين ها از عوامل مهم توان رزمي نيستند. ببينيد روحيه ارتش آمريكا و انگيزه ارتش آمريكا، ايمان ارتش آمريكا در پايين ترين حد است. در ارتش آمريكا شما روحيه فداكاري نمي بينيد. انگيزه بالا نمي بينيد، سلحشوري نمي بينيد، در حالي كه اين ها از عوامل توان رزمي است. آن بخشي كه شما مي بينيد، باز متكي به سلاح هاي پيشرفته، علم و فناوري هايي است كه در اختيار اوست و در اختيار كس ديگري نيست. لذا شما مي بينيد كه روي زمين شكست خورده است. روي زمين روحيه، سلحشوري ، رزمندگي ، ايمان و اينها مهم هستند. در مجموع ما در هر كدام از منابع، در برجستگي قدرت امروز بشر مي گرديم، انتهايش به علم منتهي مي شود. از اين طرف هم كه ما ابرقدرت امروز معنوي دنيا هستيم و اينجا هم مي بينيم باز به علم تكيه مي شود. يعني شايد اين علم را اگر شما بخواهيد تحقيق كنيد در دانشگاه هاي ما مشهود و عيان نباشد كه ما به آنجا ارجاع بدهيم، ولي آن جريان رهبري كه اين قدرت را دائر كرده و دارد مديريت مي كند و مراكزي كه اين رهبري را به وجود آوردند و از ناحيه حوزه هاي علوم معنوي حمايت مي كنند، اينها سرشار از علم است. جمهوري اسلامي ايران، تنها كشوري است كه شرط رهبري اش مزيت علمي دارد. يعني بايد رتبه علمي داشته باشد شرط پروفسوري و دكتري علمي داشته باشد هيچ كجاي دنيا شما نمي بينيد كه براي رهبري رتبه پروفسوري گذاشته باشند. هنرپيشه هم مي آيد رئيس جمهور و رهبر مي شود و يا يك ورزشكاري ممكن است جايي سركار بيايد، هر كس در هر سطح علمي و توان علمي ممكن است بالا بيايد. اما شرط اين در جمهوري اسلامي ايران اين است كه آدمها بايد دانشمند باشند. اينجا هم ما متكي به بالاترين سطح علمي در حوزه معنوي هستيم و هر دوي اين قدرت ها متكي به علم است.
اگر بخواهيم بدانيم كه رابطه علم و قدرت چيست؟ در هر دو جبهه، اقتدار مادي دنيا و اقتدار معنوي و هر دوشان اين است كه كاملاً متكي به علم است و اگر مفقود شود، معلوم است كه در اين دو جبهه چه اتفاقي مي افتد. شما اگر دانش و فناوري را از آمريكا بگيريد، نه اقتصاد برايش مي ماند، نه قدرت نظامي ، نه قدرت سياسي ، نفوذ سياسي و نه قابليت تبليغات و... هيچ چيزي برايش نمي ماند.در جبهه مقابل هم، اگر برتري علمي رهبري ما و برتري علمي مديريت اردوگاه معنوي دنيا از ما گرفته شود اين جبهه هم با شكست و چالش هايي روبرو مي شود كه نمي توان مسأله را حل كرد.

¤
حدود يك دهه است كه در دنيا مفهومي به نام سازمان هاي دانش بنيان تعريف شده و اعتقاد بر اين است كه سازمان ها بايد سعي كنند محتواي آموزشي و پژوهشي و در نهايت چرخه علم را در ساختار مديريت و توليد علم خود به كار گيرند. حال آيا ما قائل به اين هستيم كه بايد نيروهاي مسلح در جمهوري اسلامي ايران، هم دانش بنيان باشند يا خير؟ چرا بايد اين گونه باشد؟
اگر به آرم دانشگاه عالي دفاع ملي توجه كنيد، نوعي ارتباط بين شمشير با بصيرت و آگاهي و معرفت، ديده مي شود كه مسأله بسيار مهمي است. اين يك بعد معنوي دارد و يك بعد مادي . همان طوري كه در بحث تعريف اقتدار گفته شد، اقتدار يعني توانايي به كارگيري نافذ منابع در اختيار براي پيشبرد بهتر هدف. بنابراين، علم به منابع و آنچه كه در اختيار است، مقدمه اي خواهد بود براي اينكه اين ارتباط بتواند اعمال بشود. علم به چگونگي كاربرد آن هم يك موضوع مهم است كه چگونه اين را به كار ببريم. اگر موضوع اول بحث يعني ابعاد مادي و معنوي را در نظر بگيريم، شناخت كامل از انسان، روحيات انساني ، خصوصيات و روحيات رزمنده، مسائل رواني و انساني و اجتماعي و نيز فناوري كه منابع ما را تشكيل مي دهند. منابع را بايد بشناسيم. بعد بحث چگونگي كاربرد اين ها و دانش اين مسأله را بياموزيم اعم از دانش رزمي ، دانش راهبردي ، دانش تاكتيكي و دانش عملياتي كه بتواند به شكل حساب شده اي در خدمت دفاع قرار بگيرد. پس مقدمه آن اقتداري كه ما مي خواهيم به آن برسيم، داشتن اين دانش هاست. اين دانش ها، مقدمه توانايي به كار بردن درست منابع براي پيشبرد هدف است و اساسا خود تبيين هدف، ديدن آينده، قدم هايي كه بايد برداشت، اينها همه به واسطه علم حاصل مي شود. منتها بايد دقت كنيم كه در دام هم نيفتيم. چون گاهي اوقات بعضي از ارزش هايي كه هستند تبديل به يك معرف هاي غيرواقعي مي شوند و ما به دنبال آن معرف ها ناخودآگاه حركت مي كنيم. مثلاً شاخص علم، امروز شايد در خيلي از افراد جامعه ما به مدرك تحصيلي شناخته مي شود كه معرف اين علم، مدرك تحصيلي افراد است. اگر بخواهيم نيروي مسلح مان را به دنبال اين، حركت بدهيم بعد يك ارزش هايي ، ممكن است ساقط شود.لذا ما بايد علم موردنياز براي حوزه نيروهاي مسلح را بتوانيم خوب تعريف كنيم و خوب از عهده اش بربياييم. كما اينكه الان ارتقاي استادي در كشور ما متاسفانه معرفش ثبت مقالات در ISI هست. اگر استاد يا محقق ما كه الان پژوهشگر و در نيروهاي مسلح است و كارهاي خيلي بزرگي انجام مي دهد، موشك مي سازد، هواپيما مي سازد، قطعاتش را مي سازد، موتورش را مي سازد، مشكلات ناوبري ما را حل مي كند، بخواهد دنبال آن معرف ها بيفتد اتفاقي كه مي افتد، مثل همان مثالي است كه اول زدم. بخواهد دنبال ISI باشد، به جاي اينكه مشكل ما را حل كند، يك ضعفي را هم در ما به وجود مي آورد و به جاي اقتدار، سستي و انحطاط ايجاد مي كند. پس بايد دنبال دانش بنيان كردن نيروهاي مسلح برويم، منتها دانشي كه بر اساس مولفه هاي علم نافع باشد. چون هم علم نافع داريم و هم علمي كه شايد مضر باشد، براي يك فرد و يا يك جامعه. چون ما در دعاهايمان مي گوييم خدايا علم نافع عطا كن. و ما را از علمي كه لاينفع هست دور بدار.

¤
با توجه به اينكه جنابعالي مدتي است كارگروه نهضت نرم افزاري در نيروهاي مسلح را مديريت مي كنيد و اينكه اگر ما بخواهيم خود را آماده كنيم بايد در نيروهاي مسلح خود يك نقشه جامع علمي داشته باشيم تا ما را به سمت اقتدار علمي برده و توان دفاعي كشور را بر پايه اقتدار دانش بنيان استوار سازد، چه الزاماتي را براي نقشه جامع علمي كشور در حوزه دفاعي پيشنهاد مي كنيد؟
البته شما مي دانيد كه در دنيا چيزي كه مصطلح است، اين است كه مي گويندمرزشكني علمي در حوزه فناوري معمولاً در حوزه نيروهاي مسلح اتفاق مي افتد.علت اين هم خيلي روشن است، شدت نياز، اهميت و حياتي بودنش در هيچ جا بيشتر از نيروهاي مسلح نيست، بنابراين اينجا چون مي گويند اختراع زائيده، احتياج است و يا احتياج، مادر اختراع است. بيشترين احتياج و شديدترين نياز، حياتي ترين وضعيت در نيروهاي مسلح و مسأله مرگ و زندگي مطرح است. لذا اينجا شكستن مرزهاي دانش زياد اتفاق مي افتد. در حوزه اي كه مقابل ما هست و مسأله اي را براي دنيا اعمال كند، به خاطر اينكه برتر از ديگران باشد و بايد سلاح جديد را اختراع كند كه دست بالا را براي خودش نگه دارد. منتها همه چيز در اين حوزه در فناوري خلاصه نمي شود. من عرض كردم ما اگر بخواهيم دانش مورد نياز در حوزه نظامي را دسته بندي كنيم يك بعدش دانش انساني است و يك بعدش دانش تاكتيكي و راهبردي است و يك بعدش دانش فني است براي هر كدام از اينها يك خصوصيات و ويژگي هايي هست كه بايد آن را در نظر بگيريم و توجه كنيم. ما بايد در هر سه حوزه ساختارهايي را داشته باشيم كه دائما بتوانند هم با نگاه به دانش روزي كه در دنيا هست و هم با نگاه به تجربه ها و دستاوردهاي بومي كه خودشان دارند، هم با گرفتن معرفتي كه از طريق وحي براي ما آمده ، كار خودشان را در اين سه حوزه ارتقا ببخشند و دانش خودشان را تقويت كنند.
ما اگر بخواهيم با انتخاب راه ميان بر مرزهاي دانش را در حوزه علوم انساني بشكنيم، با توجه به اينكه سرچشمه اصلي حقوق انساني ، شناخت انسان، شناخت جامعه و وحي است، بدون شك ما هم دسترسي خيلي نزديكي به اين داريم اين راه را بايد انتخاب كنيم تا بتوانيم در اين حوزه مرزهاي دانش را بشكنيم. يعني ما به ناب ترين سرچشمه هاي دانشي كه انسان را معرفي مي كند، مجتمع انساني را معرفي مي كند، خصوصيات انسانيت و بشريت را معرفي مي كند، دسترسي داريم كه كس ديگري به اين حوزه دسترسي ندارد.
در بحث فناوري يك وضعيت متفاوتي وجود دارد. اگر بخواهيم در علوم مادي و فناوري مرزهاي دانش را بشكنيم، به حوزه هاي مقدم دانش برسيم و از آنها عبور كنيم، خصوصيت اين حوزه را بايد بشناسيم. ما اگر بخواهيم به علم مادي نگاه كنيم، تمام اين لايه ها مقابل ما هستند. ما بايد بتوانيم هوشمندانه انتخاب كنيم كه در كجاي نيروهاي مسلح سرمايه گذاري كنيم. براي شكستن مرزهاي دانش در علوم پايه محض، در علوم طراحي ، مرزهاي دانش را در طراحي بشكنيم كه اين ها مثلاً يك هواپيماي جديد با يك شكل جديد كه در دنيا هيچ كس نتوانسته طراحي كند.
تصور خودمان اين است كه مي توانيم در حوزه فناوري در مرز شكني وارد شويم كه البته سرمايه گذاري سنگين و امكانات بالايي را مي خواهد و كم تر هم بازده دارد. اينجا ما وارد بحث مرزشكني دانش مي شويم. بحث زيرساخت هايي كه مورد نياز است از لحاظ ساختارهايي كه نيروي انساني بايد تربيت كنند، پشتيباني كنند، ساختارهايي كه دانش مورد نياز را فراهم و در اختيار فناوري و در مسير اين تند باد دانش قرار دهند، مجموعه نيروي انساني و يك سري سخت افزارهايي كه ما نياز داريم براي اين كار خوب، كارهاي ساده اي نيست و بايد ببينيم چگونه مي توانيم، اين وسيله و صحنه را انتخاب كنيم. در جاهايي به سطح پايين تري از تلاش هاي علمي بسنده كنيم تا بتوانيم خودمان را روي نقاطي كه انتخاب آن نقاط هم خيلي حساس است متمركز كنيم.
مسأله ديگري كه در اينجا مطرح است، مسأله آينده نگري يا آينده پژوهي است. يعني تشخيص درست آينده در بسياري از رشته هاي علمي كه مي خواهيم گام برداريم. وقتي مي خواهيم پايمان را جاي پاي ديگران بگذاريم، هميشه عقب هستيم. ما بايد در اين فناوري ها بتوانيم آينده پژوهي داشته باشيم. اگر ما بتوانيم يك پديده جديد را تشخيص بدهيم و از الان روي آن پديده جديد به شرط انتخاب درست سرمايه گذاري كنيم و هسته هاي علمي را تشكيل بدهيم آن علم در آينده ميدان دار فناوري خواهد بود. آزمايشگاه هاي پايه را شكل دهيم تا روزي كه اين علم در دنيا شكوفا مي شود ما هم حرفي براي زدن داشته باشيم. اگر ما بتوانيم موضوع دانش را درست انتخاب كنيم و بعد در موضوع دانش يك آينده پژوهي عميقي داشته باشيم تا بتوانيم آينده فناوري را نيز درست تشخيص دهيم و آنها را خوب جهت گيري كنيم، مي توانيم اميدوار باشيم كه مرزهاي دانش را خواهيم شكست و اين هم كاري دست يافتني است. آن چيزي كه مقام معظم رهبري فرمودند كه 50 سال ديگر دنيا به گونه اي بشود كه مثل امروز كه همه زبان انگليسي را فرا مي گيرند، براي دستيابي به فناوري ها بروند فارسي را ياد بگيرند. يعني شما صدها بار مرزهاي دانش را تا آن زمان شكسته باشيد كه در آنجا شما را باور كرده باشند كه اگر بخواهند علم را ياد بگيرند بايد بروند زبان فارسي ياد بگيرند تا آن علوم را از شما ياد بگيرند.يكي از حوزه هايي كه مي توان در آن جهش كرد و خيلي زود به قله دنيا رسيد و حتي از آنها هم جلو افتاد همين حوزه نرم افزار و فناوري اطلاعات است. اميدوارم با مطالعاتي كه دارد صورت مي گيرد و سازمان دهي جديدي كه در حوزه علم و فناوري در نيروهاي مسلح روي آن كار مي شود، بتوانيم ساختاري پي ريزي كنيم كه بتواند دائما ساختار مديريت دانش را بالنده كند كه همواره خودش را اصلاح و تكامل ببخشد و ساختاري مولد در حوزه دانش باشد. 

گفتگو: محسن مراديان

<قبل   بعد>
 
 
 
 
 
 
فهرست
حاضرین در سایت
42 میهمان حاضرند
آمار کل بازدید کنندگان
بازدیدکنندگان: 549722

تصاوير برگزيده
z31_20080522_1370845513.jpg

پايگاه اطلاع رساني مقام معظم رهبري

سايت 

فرهنگي و اطلاع رساني فاتح

مركز اطلاع رساني آويني